درود بر تو ای تنهایی باز یافته ام
که اینچنین مغرور و بی رحم
مرا در میان بازوانت فشار میدهی
و از این من
چیزی نمیماند
جز معجونی از استخوان در گوشت
و زبانی بریده در میان دندان

/ 0 نظر / 7 بازدید