آسمان خراب شد ، نگاهت را که برگردانی!

/ 5 نظر / 4 بازدید
شیدا

نميتونيم که بجنبيم زير سنگيني ديوار همه ي عشق من وتو قصه از قصه ي ديوار هميشه فاصله بوده بين دستاي من وتو با همين تلخي گذشته شب و روزاي منو تو...

شیرین

سلام به شما دوست عزیز راستش من دوباره اومدم که شروع کنم به نوشتن و دستی به سر و روی کلبه عشقم بکشم شما جزء دوستای با معرفت منه بی معرفت بودین اومدم که ازتون بخوام که مهمون این کلبه بشین و تا دوباره با کمک شما بتونم چراغ این خونه رو روشن کنم میاین دیگه؟

شیرین

یادم رفت آدرس بدم...[زبان]