و من در سکوتی ممتد
که هزاران حرف ناتمام در آن است
هر روز و هر ساعت
در چشم همیشه باز آسمان خیره میشوم
و چیزی در حجره خانه خموده ذهنم جان میدهد
آرام ، آرام
و ذهنم پر میشود از هزاران ،هزار سه نقطه ممتد
که مورچه وار رژه میروند بر روی رشته های عصبیم
و من
تنها
در سکوتی ممتد
در چشم همیشه باز آسمان خیره میشوم

/ 1 نظر / 3 بازدید
سجاد زمانى

سکوت من و تو چه فرقی می کند....؟ دستی که خالیست زخمش بر دستمان در کوچه ای دیگر بر دستی دیگر تکیه بر شانه ای دیگر شاید میرود و دیگر هیچ! سلام دوست عزیز کجاهایی؟نیستی؟ هرجا هستی،موفق و شاد و سلامت باشی من لینکت کردم بی اجازه