نگاه اول سفید :

همه چیز سفید بود ، همه کس سقید بود ، لبخند بهانه اشکهایم بود و  آغوشی گرم  سرانجام بودن

نگاه دوم بیرنگ :

هیج چیز رنگی نداشت ، قالب تنها پر از خالی بود ، لبخند بهانه لبخند و  اشک بود و خوابی بیرنگ پایان روز

نگاه سوم قرمز :

همه قرمز بودند ، خانه ها ، داستان ها ، پیاده رو ها ، روزها ، لبخند بهانه لبخند بود و  قرمزی روسری دختر همسایه دلیل زندگی

نگاه چهارم زرد :

زرد همه چیز شده بود ، هزار و یک شک در هر خانه پا گذاشته بود ، نگاهی گیج بهانه هر لبخند و اشک بود و شبی پرآشوب در انتظاری مبهم

نگاه چهارم سیاه :

سیاهی مد روز شده بود ، سکون سراسر شهر را گرفته بود ، چشم های بسته بهانه اشک بود و شبی بی پایان آغازگر نیستی

 

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
مهـــــــــران

سلام دوست خوب چه وبلاگ جالبی داری تبریک می گم با خدا وارد کل کل شدم. تعجب نکن! اما اگه جای خدا بودم... با مطلبی تحت این عنوان بروز شدم بهم سر بزن و نظرتو بده که خیلی برام مهمه.