کبريت روکشيد روی جعبه ولی روشن نشد دوباره امتحان کرد ولی کبريت خيس شده بود و قصد روشن شدن نداشت.نگاهی به بچه هاش انذاخت دو تايی از سرما کز کرده بودن يه گوشه.

يکيشون رو کرد به بابش وگفت :بابايی چرا خونه ما برق نداره.

مرد يخ کرد و کبريت از ذستش افتاد حالا بايد جواب بچه رو چی می داد؟

ولی بچه ديگه به کمکش اومد و گفت :آخه بابايی به برق حساسسيت داره .

مرد بی خيال چراغ شد تا توتنهايی گريه بکنه.