گفتن وقتی بهار بياد تو مثل غنچه های گل سرخ پيدات ميشه ولی پيدات نشد.

گفتن حالا که بهار نيومد توی تابستون مثل ميوه های سرخ و قشنگ درختا ميرسی ولی نرسيدی.

گفتن اين دفعه ديگه حتما توی پاييز مثل برگای خزون از اون بالا رها ميشی و ميای پايين ولی پاييز تمموم شد و نيومدی.

حالا هم همه دارن می گن تو  مثل گل يخ هستی پس  زمستان ميای ...

ولی من می ترسم اين فصل هم تموم بشه و بازم نيای اون وقت چی می شه؟برای خيليا هيچی ولی برای من......