عاقبت ميرسد آن روز!

كه برون مي آيي ز پس پردهء تار آسمان ابهام،

مي تراوي همچو نوري در بلور زندگي،

 مي شوي جاري چو رودي دركوير زندگي؛

و در آن روز من از پاكترين روزنهء جان،

به تو خواهم نگريست،

به تو كه نابترين حادثهءمن بودي.

و تو را خواهم گفت :

كه دل انگيزترين شعر و غزل،

همه اميد و همه خاطرهء من بودي.