آسمان ابری و

باران خزان می باريد.

باد غوغا می کرد

و درختان بلند

زرد و پژمرده و غمگين بودند

و زمين پوششی از برگ به تن داشت ولی

لرزان بود.

و هوا پر شده بود از عطش ممتد مرگ

که درون تن اين کوچه ی تک جاری بود.