من همون درخت خشکم*که داره تنها می ميره

تو کوير غم و غصه*بی صدا آروم ميگيره

من همون درختی بودم*که با تو تنها نبودم

توی اون غرور چشمات*ارزوهام رو می ديدم

زير حرم داغ آفتاب *تو هجوم باده بی تاب

خم به ابرو نياوردم*دل رو به دريا سپردم

تا که يک شب بد سرد *تويه بی وفای نامرد

زدی قلبم رو شکستی*رشته عشق و گسستی

حالا اون درخت سرسبز*شده زرد و خسته و سرد

تويه دشت غم اسيره*اسيره تا که بميره